مرتضى مطهري

182

يادداشتهاى استاد مطهرى ( فارسي )

اين حساب بود كه بت را مظهر و محل يعنى مركز حلول و علاقه و تعلق يكى از قواى عاليه مىدانست ، هرچند در نسلهاى بعد همهء اينها فراموش مىشد و به صورت عادتى در مىآمد . لهذا ما مىبينيم در قصهء حضرت ابراهيم و بت پرستان ، هم سخن از بتهاى چوبى و ساخته شده است و هم از پرستش ستارگان و ماه و خورشيد ( 1 ) . منشأ اعتقاد به ربوبيت بتها اعتقاد به مظهريت آنها نسبت به قواى مدبرهء جهان بود . لهذا قرآن كريم مىفرمايد : * ( أ ارباب متفرقون خيرام الله الواحد القهار ) * . فرعون نيز مدعى ربوبيت بود نه خالقيت : مشركين عرب اعتقاد به خالقيت بتها نداشتند ولى به ربوبيت آنها معتقد بودند و بتها يا قواى علوى را نسبت به خداوند نظير ملوك الطوايف نسبت به دولت مركزى مىدانستند كه از خود رضا و غضب عليحده داشتند و مىتوانستند رضايت خود را از شخصى بر حكومت مركزى تحميل كنند آنچنان كه مثلًا سامانيان و غزنويان و سلجوقيان در عين اينكه خود را نايب و نمايندهء خليفهء بغداد مىدانستند و از خليفه منشور مىگرفتند ، ارادهء خود را به خليفه تحميل مىكردند . قرآن كه فرمود : * ( الحمد لله رب العالمين ) * در حقيقت رب النوعها را نفى كرد . همچنين موسى كه به فرعون گفت : * ( انا رسول رب العالمين ) * ارباب انواع را و ربوبيت خود فرعون كه خود را رب اعلاى مصريان مىدانست نفى مىكرد . اعتقاد به اينكه ما را نرسد خداى بزرگ را بخوانيم : نكتهء سوم اينكه به حكم اعتقاد به ارباب انواع و انعزال خداوند از ربوبيت ، و ديگر به حكم عقيدهء جاهلانهء اينكه ميان ما و خدا حتماً وسايطى بايد در كار باشد و ما مستقيماً نمىتوانيم با خداوند در تماس باشيم ، ما بايد خدايان كوچك و ارباب انواع و مظاهر آنها را بخوانيم و از آنها تقرب بخواهيم و آنها با خداى بزرگ در تماس

--> ( 1 ) رجوع به تفسير فخر رازى ، ج 13 ، ص 46 و الميزان ، ذيل آيات : * ( فلما جن عليه الليل رأى كوكباً قال هذا ربى . . . ) * ( ج 7 ، ص 180 و ص 248 ) و جلد اول ، ص 195 و جلد 3 ، ص 335 و جلد 10 ، ص 280 و ملل و نحل شهرستانى ، ج . . . ، ص . . . و تاريخ اديان على اصغر حكمت ، ص 14 - 31 و جلد دوم ص 162 - 185 .